در سال 1316 در منطقه ييلاقي نور در روستايي به نام اوزكلا به دنيا آمدم اما در منطقه 8 بازار تهران كوچه حمام چال، زير گذر لوطي صالح بزرگ شدم. پس از آن به تكيه ملك‌آباد، سيد‌نصرالدين رفتيم. دوران ابتدايي را در مدارس خسروي و ثريا و دوران متوسطه را بطور شبانه در دبيرستان اميركبير تهران سپري كردم.

ابتدا ما را با نام نوري جمشيدي مي‌شناختند، چون مرحوم پدرم از منبري‌هاي فعال و خوش سخن بودند بزرگاني ار آيات عظام وقت ايشان را ناطق نوري ناميدند.

پدرم دركارهاي سياسي تحت تأثير شهيد مدرس قرار گرفته و باعث جذب ايشان و معالاً اثرات آن در خانواده بويژه در ما اخوان پديدار شد، بارقه سياسي ما نوعي ژنتيكي است. لذا در سال 1331 كه اوج درگيري‌هاي مردمي با حكومت بود، در30 تير اينجانب در دوران نوجواني در ميان معركه قرار گرفتم و مبارزات ايت‌الله كاشاني را ستوده و از ايشان پيروي مي‌نمودم.

در روز فوت آيت‌الله بروجردي در صحنه 1340 بنده مقلد امام شدم. در هيئت‌هاي مذهبي قرآن و اصول اعتقادات را پي مي‌گرفتم كه با دستور امام مبتني بر اعتلاف تمامي هئيت‌هاي مذهبي با انگيزه‌هاي سياسي و تشكيل گروه مؤتلفه اسلامي، بنده عضو يكي از گروه‌هاي ده نفره‌اي بودم كه فعاليت‌هاي سياسي سازماندهي شده‌ داشت. در اين گروه علاوه بر شهيد عباس‌آقا، شهيداني همچون لاجوردي، حاج صادق اماني، عسگر اولادي حضور داشتند. در 15خرداد 1342 در حادثه قيام مردمي در متن قضايا بوده و در همان جا مصدوم شدم.

توضيحاً اينحانب و شهيد عباس‌آقا جزو گروه اجرايي و نظامي مؤتلفه بوديم لذا اكثراً تحت تعقيب نيروهاي ساواك بوديم كه چندين بار بنده توسط آنها دستگير شده كه به نوعي خود را تبرعه نمودم.